أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
135
قانون ( فارسى )
سرعتش بيشتر از حالات ديگر در تبهاى ديگر مىشود ، ليكن اكثرا به حالت كوچكى و كندزنى مىماند . نوبت اين حالت تب مانند نوبت تب بلغمى است ، اما اين نوبت سرنمىآيد . در چنين حالتى رخسار بيمار برانگيخته است ، بدنش به چاق شده مىماند ، رنگ رخساره بر يك حالت دوام نمىآورد ، گاهى به رنگ آبى و سربى است و ممكن است گاهى زردرنگ گردد و احتمال دارد كه سياه رنگ شود . در بعضى حالات رخ مىدهد كه لبهاى بيمار به رنگ لبهاى كسى درمىآيند كه شاهتوت خورده است . چشمان بيمار به رنگ تيرهء سبز مىزنند و در وقت هيجان بيمارى بسيار بيش از حد متوقع بيرون مىجهند . بيمار در چنين حالتى از تب شبيه كسى مىشود كه خفه شده باشد . شكم و زيردندههاى رو به شكم شديدا بادكرده مىشوند و ممكن است مادهء ترشمزه قى كنند . اگر بيمار مبتلا به اين حالت تب غشى ، خلط يا ورمى در جايى از بدن داشته باشد ، اميد به زنده ماندنش نيست . در برخى حالات و احيانا در اين حالت ، تب از مادهء خلط صفرايى چيره بر بدن و در عين حال غليظ و پرمايه توليد مىشود ؛ كه اگر صفراى مذكور سبب باشد بيمار حس مىكند كه سوزش در درون هست و مادهء مرارى را قى مىكند و اكثرا نوبتهايش نوبتهاى بلغمى است . فصل چهلم تب غشى دقى نازك ما راجع به تب غشى خلطى بحثى داشتيم ، اما حالتى ديگر از تب غشى هست كه از آن خطرناكتر است . و از آن جهت آن را تب غشى دقى و نازك ناميديم كه مادهء به وجودآورندهاش بسيار كممايه و نازك است . اين حالت تب دقى و نازك سببش كيموس بسيار كممايه و رقيق است كه اكثرا از شمار كيموس صفرايى است كه بدگوهر و سمى مىشود و از رقت و نازكيى كه دارد به سرعت به ژرفا مىرسد . هرگاه در بدن كسانى كه سوء مزاج بسيار گرم و خشك دارند متعفن شود ، اين حالت از تب به وجودآورندهء غش را به همراه دارد . بيمار مبتلا به تب غشى دقى و نازك ، در يك نوبت يا دو نوبت تب به كلى از نيرو مىافتد و ديگر نبضش كار نمىكند ، بدنش از اثر گرماى تب باد كرده مىنمايد - كه اين بادكردگى مانند ، دليل بر گداختگى بدن است - روىآورهاى ذكر شده با سرعت عجيبى از پس هم مىآيند و بسا ممكن است كه تا نوبت چهارم تب ، بيمار نيروى مقاومت را نداشته باشد و به كلى از نا بيفتد . اكثرا نوبتهاى اين حالت از تب ، تب نوبه يك اندر ميان است .